تبليغاتX
جمله ها و نکته ها

  

    

 

 

ما که زديم تو خط گذاشتن شعر

اينم روش!

 

ولي اين يکي جاي ديگه گير نمياد

از دل کسي در اومده که هدفش زمزمه با خودش بوده و بس

و خوب

يک سري آدم هم که شنيدن، سعي کردن قسمت هاييش رو سر هم کنند و برسن به اين

 

پدربزرگ من، پس از 65 سال زندگي مشترک با مادربزرگم:

 

 

به کجا مي روي اي زن به شتاب از بر من

اي زن با صــفا و با وفــــا بهـــتر ز مــن        دختر عمه من

دوري ز بــرم از تــو خبـــر نيــــست مــرا

ميسوزم و ميسازم و چاره دگر نيست مرا         دختر عمه من

خواهـــم کـه بـه جـــانب تـو پــــرواز کنــم

اما چــه کنـم که بـال و پــر نيـــست مــرا        دختر عمه من

 

 

اسماعيل تهراني

+ نوشته شده در  جمعه 6 آذر1388ساعت 9  توسط مهدی  | 

 

 

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید

صداش
به شكل حزن پریشان واقعیت بود
و پلك هاش
مسیر نبض عناصر را
به ما نشان داد
و دست هاش
هوای صاف سخاوت را
ورق زد
و مهربانی را
به سمت ما كوچاند

به شكل خلوت خود بود
و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را
برای آینه تفسیر كرد
و او به شیوه باران پر از طراوت تكرار بود
و او به سبك درخت
میان عافیت نور منتشر می شد
همیشه كودكی باد را صدا می كرد
همیشه رشته صحبت را
به چفت آب گره می زد
برای ما، یك شب
سجود سبز محبت را
چنان صریح ادا كرد
كه ما به عاطفه سطح خاك دست كشیدیم
و مثل لهجه یك سطل آب تازه شدیم

و ابرها دیدیم
كه با چقدر سبد
برای چیدن یك خوشه بشارت رفت

ولی نشد
كه روبروی وضوح كبوتران بنشیند
و رفت تا لب هیچ
و پشت حوصله نورها دراز كشید
و هیچ فكر نكرد
كه ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یك سیب
چقدر تنها ماندیم...

 

 

سهراب

 

دانلود با صدای زنده یاد خسرو شکیبایی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 18  توسط مهدی  | 

زندگی خیلی کوتاه است، و زمانی که ما صرف خمیازه کشیدن می کنیم، هرگز دوباره به چنگ نمی آید.

Stendhal

 

ببخشش، فراموش کن. ایرادات سایرین را تحمل کن همانطور که آنها هم ممکن است ایرادات تو را تحمل کنند. صبور باش و سعی کن درک کنی. زندگی کوتاه تر از آن است که انسان بخواهد انتقام جو و بداندیش باشد.

Philip Brooks

 

زندگی کوتاه تر از این است که حداکثر استفاده را از هر چیزی که هر روز به سویت می آید نکنی.

Sasha Azevedo

 

زندگی کوتاه است، اما همیشه برای ادب و مهربانی وقت هست.

Ralph Waldo Emerson

 

کاری را که دوست داری انجام بده و همه تلاشت را هم در آن بکار ببر. فرقی ندارد که تجارت باشد، یا بیسبال، یا سینما یا هر چیز دیگر. اگر کاری را که می کنی دوست نداری و نمی توانی همه تلاشت را بکار گیری، از آن بیرون بیا. زندگی خیلی کوتاه است.

Al Lopez

 

زندگی کوتاه تر از آن است که کوچک هم باشد.

Benjamin Disraeli

 

زندگی کوتاه است و ما هرگز زمان زیادی برای خوشنود کردن دلهای کسانی که در این سفر تاریک همراه ما هستند را نداریم. در عشق ورزیدن سریع باش. برای مهربان بودن عجله کن.

Henri Frederic Amiel

 

زندگی کوتاه است، اما یادگیری هنر زمان طولانی می خواهد.

بقراط

 

کاش زندگی اینقدر کوتاه نبود. یادگیری زبان زمان زیادی لازم دارد، همچنین چیزهای دیگری که فرد می خواهد که در موردشان بداند.

J.R.R. Tolkien

 

زندگی کوتاه است، اما آنقدری هست که فردی را که بخواهد ویران شود را ویران نماید.

Josh Billings

 

زندگی کوتاه است و اگر که بدنبال تمدیدش هستی، باید خیلی خوب عمل کنی. چون اعمال خوب در یک سو هستند و خیالات خوب در سوی دیگر. فاصله میان این دو به میزان فاصله بین بهشت و جهنم است.

Ben Harper

 

زندگی کوتاه است و این بر عهده تو است که آنرا شیرین کنی.

Sarah Louise Delany

 

زندگی کوتاه است. می تواند بیابد و برود، همچون یک پر در باد.

Shania Twain

 

زندگی خیلی کوتاه است و کاری که ما باید انجام دهیم، باید در همین الان انجام شود.

Audre Lorde

 

زندگی کوتاه تر از این است که رویای فرد دیگری را زندگی کنی.

Hugh Hefner

 

زندگی برای یک داستان طولانی خیلی کوتاه است.

Mary Wortley Montagu

 

زندگی کوتاه تر از این است که بخواهی دشمنی با دیگران را در خودت بپرورانی.

Peabo Bryson

 

زندگی کوتاه تر از این است که بخواهیم چیزهای زیبایی همچون چیزبرگر دوبل را از دست بدهیم.

Channing Tatum

 

زندگی کوتاه تر از این است که خیلی زیاد کار کنی.

Vivien Leigh

 

زندگی برای امیدوار بودن به اینکه ابرویی بی نقص یا لبانی زیبا نقابی بر روی قلبی کریه می کشند، خیلی کوتاه است.

Kevyn Aucoin

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 21  توسط مهدی  | 

 

پيمان عاشقان

آييني ديگر از جمعيت امداد دانشجويي – مردمي امام علي(ع) در شب قدر

 

در نواحی تاریک این شهر مردی ، شبانه کوچه به کوچه پرسه می زند و یتیمکان  را  به خیال طلوع صبح در جان هاشان ، پدرانه  می نوازد . مردی که   با برآمدن آفتاب و به هنگامه غروب ، آسمان از رنج بی کرانه اش ، به خون می نشیند و همه ناممکنات عالم ، از  اراده اش به ستوه می آیند .

چهره اش غریب ترین چهره ایست که برای حقیقت قیام کرده  و هرگز به تصور نمی آید که ابعاد جسمش ، چه روح معذب عظیمی را حبس کرده و چه آتش های فراخی را پنهان داشته . . .

 اما دوست من !

مبادا بیندیشی  که مرد قصه ما ، در فلسفه ای حیرت آور و عرفانی اساطیری و دردی خیالی غرقه شده و سر در معنایی اهورایی فرو برده و اندوه جانکاهش ، سببی دارد که دست فهم ما از آن کوتاه است ! مبادا ! . . . این تصور را  از ذهنت پاک کن ! زیرا که ساده ترین حرف ها و تلخ ترین و در دسترس ترین واقعیت هاست که ابرمرد ما را شب ها پس از ساعت ها آوارگی دردمندانه در کوچه های غبار گرفته ، با زانوان لرزان و قلبی تکه تکه ،  به ناله های جانسوز بر سر چاه می کشاند . . .

دعایی بر سر چاه:

"  خدایا !

مرا از همه ی فضائلی که به کار مردم نیاید محروم ساز  و به جهالت ِ وحشی ِ معارفِ لطیفی مبتلا مکن که در جذبه ی احساس های بلند و اوج معراج های ماوراء ، برق گرسنگی در عمق چشمی و خط کبود تازیانه را به پشتی، نتوانم دید ! " *

 

همه آن چه که آن روزگار ، علی (ع)  را  حیران و رنجور می ساخت ، امروز نیز هست و چه بسا با شدتی سوزاننده تر. . . آری !  جهنمی که برای گناهکاران در جهانی دیگر و ساخته دستان خدا فرض کرده بودیم ، امروز با دستان ما انسان ها در همین جهان تجلی یافته است . . . منتها برای بی گناهان و معصوم ترینان ! برای کودکان و دردمندان اجتماع !

- اعتیادی که گستردگی اش دیگر فقط در سطح شهرها ، بر لب جوی ها و گوشه خرابه ها نیست ، بلکه حلق کودکان سه ماهه را نیز تسخیر کرده است ( پدرانی که با دود دادن ، فرزندانشان را خواب می کنند ! ) .

- محلات فقر زده  و خاکسترنشینی که گویا باید باشند و مثل حقیقتی علمی – چون وجود اکسیژن در هوا –  وجودشان را پذیرفته ایم . نکبتی که گویا با تصمیمی از عمق ناخودآگاهمان ، به عنوان تقدیر همنوعانمان در نظر گرفته ایم .

-  و . . .

صفات و کردارها و واقعیاتی که به عرصه زندگی جمعی ما هجوم آورده اند و  رواج روز به روزشان ، دم به دم قربانی می گیرد . به راستی برای فروپاشی یک قوم و  ویرانی یک ملت ، چه چیزهای دیگری باید اتفاق افتد

و آیا امروز نباید با تعهدی عاشقانه و محبتی برادرانه ، برای ساختن دوباره و اصلاح نازیبایی ها  ، کوششی مستمر آغاز کنیم ؟

 

می توان در شب قدری که در پیش است ، بیعتی با پیشوای دردمندان داشت و این آغاز را ثبت کرد . جمعیت امداد دانشجویی – مردمی امام علی (ع) سالهاست که در شب نوزدهم ماه رمضان پیمانی با مولا علی می بندد و از همه رفتارها و منش هایی که سقوط جامعه را در پی دارد ، اعلام بیزاری می نماید .

بر  این حجم تیرگی ، باید با نوری قوی تر و جمعیتی فزون تر  تابید :

بنابراین  امسال تصمیم گرفتیم این آیین را با شیوه ای متفاوت تر  اجرا نماییم و در سطحی وسیع تر اطلاع رسانی کنیم .

 

در تمامی دنیا مرسوم است که سازمان های غیردولتی ( NGO ها ) ضمن شناسايي و اطلاع رساني دقيق اجتماعي به عموم مردم و با استفاده از ظرفيت هاي قانوني تعريف شده خود ، به كوشش جهت رفع يا كاهش معضلات يلد شده مي پردازند . شايد در جامعه ها بسياري از افراد نسبت به معضلات اجتماع و شرايط حاد  آن  آگاهي كافي داشته باشند ، اما بديهي است اين افراد پراكنده وهدف مثبت  و سازمان يافته ايي ندارند ، هر اطلاعات و انگيزه داشته باشند ، قادر به ريشه كني يا كاهش شدت هيچ معضلي در سطح كشور نيستند ، مگر زماني كه به صورت جمعي با مسئله برخورد كنند و آگاهي ها و تجاربشان را ضمن يك كار گروهي هدفمند اجتماعي ، به تبادل گذارند .  اين آيين بيعت كه با توجه به فرهنگ جامعه ايراني در ماه مبارك رمضان توسط  مؤسس جمعيت طراحي شده و سال ها ست كه برگزار مي شود ، كوششي نوين براي ايستادن مردم در كنار هم ، جهت رفع معضلات اجتماعي است . بدين شكل كه در يك روز خاص ( نوزدهم ماه رمضان ) همه كساني كه دلي نگران و انديشه ايي فعال دارند در زمينه رفع معضلات اجتماعي دارند ، گرد هم جمع مي شوند و براي آغاز حركتي آگاهانه ، در عرصه اجتماع خود ،هم پيمان مي گردند .

 

چگونگی اجرا :

 

چه می خواهیم ؟

اجتماعی عظیم در یکی از مناطق محروم ، با هدف بیعت با مولا علی (ع) ، به عنوان نماد مهر و رحمت براي  بشریت ، عقلانیت و  راستي ، با حضور آسيب ديدگان اجتماع ( كودكان كار و خيابان ، زنان سرپرست خانوار محروم و .... ) دانشجويان ، اساتيد دانشگاه ، اقشار گوناگون مردم و اعضاي جمعيت و غيره ...

1-      برگزاري نماز  در اعتراض به اعتياد فراگير ، محله هاي فقر زده ( و به حال خود رها شده ) ، سوء استفاده از كودكان   ، تن فروشي اجباري و همه پلیدی های دیگری که هر جامعه را به سقوط و تباهی کامل می کشاند .

2-      قرائت متن بيعت و پيمان با حضرت علي (ع)  با اين مضمون كه با معضلات اجتماع سازش نكنيم و در جهت رفع آن ، هر روزه بكوشيم

3-      امضاي متن بيعت توسط حضار

 

   

نكاتي درباره مراسم بيعت :

الف – هر يك از حاضران ،  فانوسي به دست خواهند داشت كه نمادي است از تلاش براي زدودن تاريكي هاي جهل و افزودن بر نور بيداري و اشاره دارد بدين امر كه حجم تيرگي بسيار گسترده است و بايد تمام شهر فانوس بيداري شان را به دست گيرند ( هر فردي مسئول است و بايد در بيدارسازي بكوشد ) تا بتوان بر مشكلات و مصائب اجتماع ژيروز شد .

 

ب – همه حاضران پوشش آبي رنگ خواهند داشت . رنگ آبي از بدو تاسيس جمعيت امداد دانشجوي – مردمي امام علي(ع) ،  به عنوان نماد دگرخواهي و عشق به همنوع ، در تمامي طرح ها و آيين هاي جمعيت استفاده مي شود .

 

پ – جمعيت به عنوان نهادي مستقل ، غيرسياسي و غيردولتي ، تنها در زمينه مسائل اجتماعي فعاليت مي نمايد و آيين بيعت نيز با اهدافي بشر دوستانه و  كاملا اجتماعي برگزار مي شود ؛ لذا در اصل برنامه و در حاشيه آن ، هيچ گونه جانبداري از جريانات سياسي جاري ، جايي نخواهد داشت و جهت حفظ جايگاه اجتماعي و چارچوب منطقي و علمي طرح ، هر گونه فعاليتي فراتر از حدود مراسم ، مورد تاييد هيئت مديره جمعيت امداد دانشجويي – مردمي امام علي و هيچ يك از اعضاي آن نمي باشد و به طور كل از  شأن فرهنگي و اجرايي طرح ، خارج است ؛ علاوه بر اين ، چنين حركاتي ، مشي نخستين جمعيت را كه ايجاد همگرايي در اقشار مختلف و آراي گوناگون جامعه ، جهت رفع معضلات اجتماع مي باشد  را  نفي خواهد كرد .

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

* دعايي از دكتر علي شريعتي

وبلاگ اصلی : پیمان عاشقان

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 23  توسط مهدی  | 

 

[عنوان ندارد]
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 16  توسط مهدی  | 

تا این لحظه در زندگی ام، این را فهمیده ام که واقعا تنها دو نوع انسان وجود دارند: آنهایی که با تو هستند، و آنهایی که در مقابل تو هستند. یاد بگیر که این دو را از هم تشخیص بدهی چون آنها اغلب و به آسانی به جای همدیگر اشتباه می شوند.

Lemmy Kilmister

 

همیشه به یاد داشته باش که دو نوع انسان در این جهان وجود دارد: آنهایی که وارد اتاق می شوند و می گویند "خوب! من اومدم!" و آنهایی که وارد می شوند و می گویند "آها! اینجایی!"

Frederick L. Collins

 

دو نوع آدم وجود دارد. کسی که به خدا می گوید "گفته ات را انجام می دهم" و کسی که خدا به او می گوید "خیلی خوب! هر طور راحتی!"

C.S. Lewis

 

دو نوع انسان وجود دارند. آنهایی که کاری را که شروع کرده اند به اتمام می رسانند و ...

 

دو نوع انسان وجود دارند: آنهایی که باید به آنها گفته شود، و آنهایی که خودشان یک راهی پیدا می کنند.

Tom Clancy

 

در هر مهمانی دو نوع آدم وجود دارند: آنهایی که می خواهند به خانه برگردند، و آنهایی که نمی خواهند. مساله این است که این دو نفر معمولا همسر یکدیگرند.

Ann Landers

 

مهم نیست که چقدر پول داشته باشی. تنها دو نوع آدم وجود دارند: آدم های نجات یافته، و آدم های گمشده.

Bob Dylan

 

دو نوع انسان در جهان وجود دارند: آنهایی که دوستشان داری، و آنهایی که نمی فهمی شان.

 

دو دسته انسان وجود دارند. آنهایی که عشق می ورزند و خلق می کنند، و آنهایی که تنفر ورزیده و تخریب می کنند.

Manuel Fraga Iribarne

 

دو نوع انسان هستند که چیز زیادی نمی گویند. آنهایی که ساکتند، و آنهایی که زیادی حرف می زنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 22  توسط مهدی  |