به نام خدا
با سلام خدمت شما دوستان عزیز. امروز می خواهم جملاتی برای شما بنویسم که برخی از افراد سرشناس در هنگام مرگشان زده اند و در واقع آخرین جمله شان پیش از مرگ است. امیدوارم که مورد توجه شما دوستان قرار گیرد.
این آخر زمین است! من راضی ام!
John Quincy Adams
بیست سال است که دارم میمیرم... الان میروم که زندگی کنم.
James Drummond Burns
از کوه گذشتم، حالا باید بهتر بشوم.
Frederick II
(قبل از غرق شدن)
چرا از مرگ بترسم؟ مرگ زیباترین ماجراجویی در زندگی است.
Charles Frohman
دارم به آخرین سفرم می روم، پرشی بلند به تاریکی.
Thomas Hobbes
خدا را شکر، ماموریتم را انجام دادم. می روم که برای آخرین بار خورشید را تماشا کنم.
Lord Horatio Nelson
نگذارید این طوری تمام شود. به آنها بگویید که من قبلش چیزی گفتم.
Francisco Villa
عزیزم، امروز است که من قرار است یک پرش خطرناک بکنم.
ولتر
به همه بگویید که من زندگی عجیبی داشته ام.
اسکار وایلد
دست بزنید دوستان، کمدی تمام شد.
بتهوون
چیزی که می دانیم زیاد نیست. چیزی که نمی دانیم عظیم است.
Pierre Simon de Laplace
پروردگارا! اشتباهات چاپی مرا ببخش!
Andrew Bradford
خداحافظ، من می روم چون حوصله ام سر رفته.
George Saunders
من یک خروس به آسلپیوس (خدای طب) بدهکارم، یادت می ماند که قرض مرا پرداخت کنی؟
سقراط
بروید کنار، حال من خوب است.
H. G. Wells
... مه دارد بیشتر می شود.
Emily Dickinson
یک نوشیدنی به من بدهید.
پابلو پیکاسو
می دانم که اینجایید تا به من شلیک کنید. بزنید، ترسوها، شما با این کار فقط یک مرد را می کشید.
چه گوارا
همه ثروتم را می دهم، فقط برای یک لحظه دیگر.
Elizabeth I
زود باشید، بروید بیرون. جمله آخر فقط مخصوص احمق هایی است که چیز زیادی نگفته اند.
Karl Marx
(وقتی دکنرش به او گفت که فرشته ها منتظرش هستند)
منتظرند، ها؟ بگذار منتظر باشند!
General Mad Anthony Wayne