خداوند شبان من است؛ محتاج به هيچچيز نخواهم بود. در مرتعهاي سبز مرا ميخواباند، بسوي آبهاي آرام هدايتم ميكند و جان مرا تازه ميسازد. او بخاطر نام پرشكوه خود مرا به راه راست رهبري ميكند. حتي اگر از دره تاريك مرگ نيز عبور كنم، نخواهم ترسيد، زيرا تو، اي شبان من، با من هستی! عصا و چوبدستي تو به من قوت قلب ميبخشد.
در برابر چشمان دشمنانم سفرهاي براي من ميگستراني، از من همچون مهماني عزيز پذيرايي ميكني و جامم را لبريز ميسازي. اطمينان دارم كه در طول عمر خود، نيكويي و رحمت تو، اي خداوند، همراه من خواهد بود و من تا ابد در خانه تو ساكن خواهم شد.
